روزنامه آرمان امروز
محمد رضا باهتر : اصول قانون اساسی آیه قران نیست !!
مردم معترض امید به اصلاحات دارنـــــد.
دولت شیر را به سفره مردم بازگرداند
تضعیف نقش نظارتی مجلس با حمایت غیر منطقی از دولت .
اسیا روزنامه سی بویون کی شوماره سینده یازدی
کوچوب گئتمه بو سری اکینچی لره چاتدی
استرالیا و عراق اکینچی لره ویزا وئریر
دو سیل ، دو شهردار / چقدر فرو ریخته ایم...
شهردار فوراً دستور داد پمپ مکش آب بیاورند و خود نیز تا رسیدن پمپ، به کمک همکارانش سیل بند کوچکی جلوی در زیر زمین درست کرد. چند دقیقه بعد، آب زیر زمین خالی شد و پیرزن که حالش بهتر شده بود شروع کرد به دعا کردن مهدی باکری و گفت: خدا خیرت بدهد پسرم. آن شهردار فلان فلان شده کجاست تا کمی از غیرت تو یاد بگیرد؟!
اوائل انقلاب، "مهدی باکری" شده بود شهردار ارومیه و البته تنها 9 ماه در این سمت ماند و بعد، استعفا کرد و راهی جبهه ها شد و تا زمان شهادتش که فرمانده لشکر عاشورا بود، در منطقه ماند و حتی بعد از شهادت نیز؛ پیکر او هرگز پیدا نشد و به خانه بازنگشت.
در یکی از روزهایی که او شهردار ارومیه بود، باران شدیدی در شهر آمد و سیل مناطقی از شهر را فراگرفت. شهردار به همه گروه های امدادی ماموریت داد به مناطقی که سیل در آنها جاری بود بروند و به مردم کمک کنند. آن روز، سیل در بخش فقیر نشین شهر بیشتر از جاهای دیگر جولان می داد.
مهدی باکری نیز همراه گروه های امدادی راهی شد و در میانه کار متوجه ناله های پیرزنی شد که آب وارد زیر زمین اش شده بود. پیر زن گریه می کرد و می گفت که هر چه برای دخترش جهیزیه گرفته بود، در زیر زمین مانده است.
شهردار فوراً دستور داد پمپ مکش آب بیاورند و خود نیز تا رسیدن پمپ، به کمک همکارانش سیل بند کوچکی جلوی در زیر زمین درست کرد. چند دقیقه بعد، آب زیر زمین خالی شد و پیرزن که حالش بهتر شده بود شروع کرد به دعا کردن مهدی باکری و گفت: خدا خیرت بدهد پسرم. آن شهردار فلان فلان شده کجاست تا کمی از غیرت تو یاد بگیرد؟!
مهدی از او خواست که برای هدایت شهردار دعا کند و راهی ادامه عملیات امداد شد.
مهدی باکری، نه تنها آن روز خبرنگار و عکاس و حتی کارمند روابط عمومی شهرداری را با خود نبرد، که حتی به آن پیر زن و هم محله ای هایش هم نگفت که شهردار، خود اوست. مهدی، عاشق بود و فقط برای خدا کار می کرد.
سال ها گذشت و رسیدیم به 1401 و سیلی که امامزاده داوود تهران را در برگرفت. شهردار تهران بعد از فروکش کردن سیل، با کت و شلوار و عکاس راهی محل شد و کمی در گل ها راه رفت و دستوراتی داد و دم به دم نیز از او عکس گرفتند.
حتی وقتی به شهرداری برگشت و حتی وقتی داخل آسانسور شهرداری بود، از پاچه شلوار گل آلودش عکس گرفتند و در رسانه ها منتشر کردند تا عالم آدم بدانند که شهردار تهران، برای بازدید از محله سیل زده، پاچه های شلوارش گِلی شده است!
زیاده عرضی نیست جز این که از مهدی باکری ارومیه تا علیرضا زاکانی تهران، چقدر عوض شده ایم ما ... چقدر فرو ریخته ایم... چقدر... ! /عصر ایران
شهردار فوراً دستور داد پمپ مکش آب بیاورند و خود نیز تا رسیدن پمپ، به کمک همکارانش سیل بند کوچکی جلوی در زیر زمین درست کرد. چند دقیقه بعد، آب زیر زمین خالی شد و پیرزن که حالش بهتر شده بود شروع کرد به دعا کردن مهدی باکری و گفت: خدا خیرت بدهد پسرم. آن شهردار فلان فلان شده کجاست تا کمی از غیرت تو یاد بگیرد؟!
اوائل انقلاب، "مهدی باکری" شده بود شهردار ارومیه و البته تنها 9 ماه در این سمت ماند و بعد، استعفا کرد و راهی جبهه ها شد و تا زمان شهادتش که فرمانده لشکر عاشورا بود، در منطقه ماند و حتی بعد از شهادت نیز؛ پیکر او هرگز پیدا نشد و به خانه بازنگشت.
در یکی از روزهایی که او شهردار ارومیه بود، باران شدیدی در شهر آمد و سیل مناطقی از شهر را فراگرفت. شهردار به همه گروه های امدادی ماموریت داد به مناطقی که سیل در آنها جاری بود بروند و به مردم کمک کنند. آن روز، سیل در بخش فقیر نشین شهر بیشتر از جاهای دیگر جولان می داد.
مهدی باکری نیز همراه گروه های امدادی راهی شد و در میانه کار متوجه ناله های پیرزنی شد که آب وارد زیر زمین اش شده بود. پیر زن گریه می کرد و می گفت که هر چه برای دخترش جهیزیه گرفته بود، در زیر زمین مانده است.
شهردار فوراً دستور داد پمپ مکش آب بیاورند و خود نیز تا رسیدن پمپ، به کمک همکارانش سیل بند کوچکی جلوی در زیر زمین درست کرد. چند دقیقه بعد، آب زیر زمین خالی شد و پیرزن که حالش بهتر شده بود شروع کرد به دعا کردن مهدی باکری و گفت: خدا خیرت بدهد پسرم. آن شهردار فلان فلان شده کجاست تا کمی از غیرت تو یاد بگیرد؟!
مهدی از او خواست که برای هدایت شهردار دعا کند و راهی ادامه عملیات امداد شد.
مهدی باکری، نه تنها آن روز خبرنگار و عکاس و حتی کارمند روابط عمومی شهرداری را با خود نبرد، که حتی به آن پیر زن و هم محله ای هایش هم نگفت که شهردار، خود اوست. مهدی، عاشق بود و فقط برای خدا کار می کرد.
سال ها گذشت و رسیدیم به 1401 و سیلی که امامزاده داوود تهران را در برگرفت. شهردار تهران بعد از فروکش کردن سیل، با کت و شلوار و عکاس راهی محل شد و کمی در گل ها راه رفت و دستوراتی داد و دم به دم نیز از او عکس گرفتند.
حتی وقتی به شهرداری برگشت و حتی وقتی داخل آسانسور شهرداری بود، از پاچه شلوار گل آلودش عکس گرفتند و در رسانه ها منتشر کردند تا عالم آدم بدانند که شهردار تهران، برای بازدید از محله سیل زده، پاچه های شلوارش گِلی شده است!
زیاده عرضی نیست جز این که از مهدی باکری ارومیه تا علیرضا زاکانی تهران، چقدر عوض شده ایم ما ... چقدر فرو ریخته ایم... چقدر... ! /عصر ایران

رییس جمهوروندا ائله بیل سوزلری یادینان چیخیب
قراریدی مودور لر کی دولتی مافیایی ایداره ائلیلر تاپیب جزالاندیراسیز
یوخسا سیزدن قاباق کی بوتون رییس جمهور لار دا بیلیلر میلتین دوواریندان
آلچاق دووار یوخدی
روغن
گچ سفید
گچ سفیددئودرانت
دستمال مرطوب
دستمال مرطوبقهوه
جوش شیرین
جوش شیرینرژلب
الکل
الکلچربی
نوشابه سفید
نوشابه سفیدجوهر
شیر
شیرعرق بدن
آبلیمو
آبلیموشراب
نمک
نمکچمن
سرکه
سرکهخون
آب اکسیژنه
آب اکسیژنهآثار لوازم آرایش
فوم اصلاح
فوم اصلاحانواع توت
آب 100 درجه در حال جوشیدن
آب 100 درجه در حال جوشیدنبوگون لر کی بوتون میلت وکیل لری مجلیسده ایستیرلر سیاست دن
دانیشیب هم میلتی ال لرینده ساخلاسینار هم ده اویوز دن دولتی
محمود عباس زاده مشکین نماینده سی تورک میلتین اوره ک سوزلرین
مجلسه دانیشدی او دئدی دولت اگر تورک میلتینین ایسته دیک لری
یانی اورومیه دریاچه سینین و تورک دیلینه ارزش وئریب اولارین سوزلرین
سایماسا گلجک ده بو ایش لر یوخاری درجه ده تاوانین ورمه لی دی


نئجه که اوزوزده گوروسور ایراندا قایتیغین کیلو یاریمی 81 مین تومن دی
اوسته کی شکیل ده امریکانین کیلو یاریم قاتیغی نین قیمتی دی بحسابی ائلیر
95 مین تومن ایران پولی
بو اولور گلیر قیرانینان خش مخاریج دولارینان حساب لانیر

اوروم دریاسی قوروسا بولار دا آرادان گئده جک

گئنه هاوانین ایستی سی گئنه سوسوزلوق
گئنه اوروم دریاسی نین قوروماغی
ایراندا مسئول لار فقط اورت -باستیر باشاریلار یوخسا
هئش بیر زامان درد لریمیزه چاره تاپان یوخدو
بیری اوروم دریاسی دونیا قیشقیریر اروم دریاسی
قورویور آمما کیمدی قولاق آسان

البته دولت پیگیردی سیز نایراحات اولمه یین
آمما نمنه پیگیردی هئچ اوزوده بیلمیر
